القاضي سعيد القمي

127

اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )

أيضا ربع العشر اما في الغنم فظاهر وأما في البقر فلان نصابها الأول وان كان ثلاثين لكن الكمال والاستقرار على الأربعين واما في الإبل فلانه وان كان النصاب الأول فيها خمسة لكن الظاهر أنها يوازى الأربعين من الغنم ولهذا يكون فيها شاة وفي الثوالث العشر أو نصفه ويظهر من ذلك كله ان بناء الزكاة انما هو على الكسر العشرى من بين الكسور النسبية وان الأغلب فيها ربع العشر فيما سوى الغلات ونحن نذكر في اسرارها بعون اللّه مفاتيح أحدها لسر اختصاص الكسر العشرى من بين الكسور بالزكاة مطلقا واستقرار ذلك الكسر نفسه في الغلات والثاني اختصاص ربع العشر بما سوى الغلات والثالث بيان

--> پرورى اين دليل را نمىپذيرد ودر تحصيل ابراء سند نمىداند وهمچنين است در أصل ديگر فقهى لا يحل مال امرى مسلم الا بطيب نفسه هرگاه كسى در مجمع مردمى وحضور گروهى از كسى مطالبه مالي كند وأو بپردازد چه بحكم خجلت وانفعال كه از هيئات وجماعت دارد اگر آن مبلغ را نداد ممكن است مورد ملامت وسرزنش وتوبيخ ونكوهش قرار گيرد وأو را به صفت بخل ولئامت ملامت كنند با حسابي كه در ذهن خود مىكند درد تسليم مال را آسان‌تر از درد ملامت وشماتت مىداند ولذا در مقام پرداخت پول مورد مطالبه اقدام مىكند واين‌چنين دريافت با چوب بستن وزندانى كردن فرقى نخواهد داشت چه آن‌كس كه زير چوب وفلك حاضر بقبول امرى مىشود وتن در مىدهد ألم ودرد تن را بيشتر از آلام روحي ودرونى مىبيند وآسان‌تر را اختيار مىكند وپرداخت مال را تحمل مىنمايد چه مطالبه در مظان حيا چوب زدن بر قلب است ونزد خداوند ظاهر وباطن باطن وظاهر يكى است ودر پيشگاه أو نهان آشكار است واين چوب زدن پيداست وهمچنين كسى كه از ترس بدگوئى وبدزبانى يا از ترس وبيم ستمگر ونداشتن جرئت مخالفت پولى بپردازد بر أو حرام است واز اين‌گونه است حيل شرعي كه براي فرار از زكات مىكنند مثلا در آخر سال بدين منظور بخشي از مال خود را بزن خود مىبخشد اين روش اگر در دنيا قابل پذيرش باشد بطور يقين قاضى محكمه در روز عدالت كبرى وقيامت عظمى قابل قبول نمىداند كه اين آدم محيل چون كسى باشد كه